در دنیای آدم‌های خوب

کاربران مهربان

با شکلک‌های لبخندشان،


همه چیز برای شهروندان کار می‌کند

چرخدنده‌هایی ریز و گردان

کدها های طولانی که بارها چیده شده‌اند

چیزهایی

که با ظریف‌ترین شیوه ممکن باهم در می‌آمیزند

دست‌هایی می‌سازند، چشم‌هایی می‌بینند و دست‌هایی می‌گیرند


و مردم

باز دستان خسته‌ای که می‌سازند را ابله می‌پندارند


آدم‌‌هایی خوشحال

که مردم پایین چرخ و فلک را بی‌شعور می‌دانند

که از لذت بی‌نظیر گردونه بزرگ بی بهره‌اند


که گردونه را آفریدند


مردم هماره کسانی را احمق می‌پندارند

که خالق و آفریننده لذت‌های روزمره‌شان هستند


آدم‌ها

کسانی را می‌خندند،

که آنی بعد ساخته دست‌شان را بهره می‌برند


لب‌های خوشحال

چشم‌هایی خود بزرگ‌بین

سر هایی

که می‌توان برای برپاکردن قلعه‌های بادی رنگارنگ بچه ها رویشان حسابی خوب کرد


و مردمی سرگرم

آنقدر که چرخدنده‌ها، کدها، پیچ ها، کاه‌گل ها و آجر ها و دست‌های آفریننده را احمق پندارند


و با لبخندهای بزرگشان

و آن قیافه مزورانه که سعی می‌کند بفهماند

که من رفیق هستم

از آن‌‌ها بپرسند

«واقعا وقت هاتان را برای این کارها تلف میکنید!؟»


حرف‌شان را باید خواند

«واقعا وقت‌هان را برای این ما ها تلف می‌کنید؟» ...


ذهن‌های خلاق،

فکرهای بزرگ و روح‌های انقلابی

صاحبان لبخند مردم و غم‌های خود هستند


تنها یک مشکل است

اولی را همواره بعد از نبودشان خواهند دید ...




قطعه دیوار - میلاد درخشانی